ذکر مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
ظهر روز دهـم آرام به پایان میرفت از تن زخمی او خون فراوان میرفت سـینهاش از همۀ حـادثـهها سوخـتهتر رفت با چهرۀ هر لحظه برافروختهتر مرد تـنهـاشـده مانـنـد عـلی میجـنگـد خون بسیار از او رفته ولی میجنگـد الـف قــامـتـش امـا نـشـده دال هـنـوز کمرش خـم نشده در دل گـودال هنوز تکیه کردهست به شمشیر و سرپا مانده دشمن از کـشتن او خسته شده وامانده به خـدا حملۀ با سنگ ندیـدهست کسی نابرابرتر از این جنگ ندیدهست کسی باز هم روز دهم ساعت سه، ساعت سر ساعت وقت مـلاقـات سـری بـا مـادر ساعت رفتن جان از بدن یک خواهر چون خـداحـافـظی پـیـرهـنی با پیکـر ناگهـان ساعـت افـتـادن او از مرکـب کار از کار گذشته است بگو با زینب ساعت سـیـنۀ مـولا شده سنگـین ناگاه ریـخـت عـبـدلله از آغـوش اباعـبـدالله بگـذاریـد کـمی روضۀ سـر بـاز شود تنش آنگـونه که عـمامـه اگر باز شود ساعت غـارت خـیمه شده آمـاده شوید دیـن نـداریـد شـمـا لااقـل آزاده شـوید بکـشـیدش سپـس آماده منـظـور شوید او نفس میکشد از اهل حرم دور شوید ریخـت از حـنـجـر او جـوهـرۀ آوازه سـاعـات وحـشـیِ اسـبانِ به نعـل تازه بعد از این روز جهان تیرهتر از شب باشد خـیـمه اهـل حـرم چـادر زیـنب بـاشد |